نوروز


و باز گرمای ملایم و فرحبخش روزهای آفتابی بهار در باغ و راغ و کشتزارهای این سرزمین به سبزه و گلها و درختان بشارت میدهد تا از خواب سنگین زمستان بیدار شوند و روح تازه بخود گیرند و آنگاه این نوای جانبخش را ساز بدارند . . .


فرخنده باد نوروز باستانی


چهارشنبه سوری


چنین گفت زرتشت :

” که سوزانید بدی را درآتش ، تا ز آتش برون آید نیکی”

پس تو نیز چنین کن


زنده باد آیین ایرانی، فرخنده باد چهارشنبه سوری


ایرانیان و دولت آشور

مهاجرین آریایی که در طول کوههای زاگروس حرکت می کردند با تمدن هاي جديدي از قبيل بابل، آشور و اورارتو مواجه شدند. این کشورها که هر يك داراي تمدني بودند، در حكم سدي ايرانيان را متوقف ساختند . دره هاي وسيعي كه مسكن ايرانيان گرديد، مراتع خوبي براي تربيت اسب، و استخراج مواد معدني به خصوص صدور آهن بود، كه امپراطوري آشور نياز فراواني به آنها داشت . بعلاوه كوه نشينان زاگروس كه طبقه جنگجويان آن رو به زيادي بود، خطري براي آشور به شمار مي رفت . اين عوامل سبب تجاوز دولت آشور نسبت به ايران گرديد . طي قرنها زد و خورد كه همراه با قتل و غارت و سوختن و اسارت بود، آشور كوشيد كه اين منطقه ر ا زير تسلط آورد، اما موفقيتي حاصل نكرد. در اينجا بود كه آشور ناچار براي آنكه بتواند، با سواران جنگجوي ايران برابري كند، سواره نظام ايجاد كرد، و اين در حقيقت ايرانيان بودند كه آشور را وادار به تشكيل سواره نظام كردند، زيرا تا سال 860 ق . م . آشور فاقد سواره نظام بود. چنانكه گفتيم مهاجمات آشور بر عليه ايران، مدتها به طول انجاميد. حتي سارگن دوم در سال 713 ق . م . بر ماد مسلط شد . اما اتحاد ماد به زودي در ميان ديااكو، و پسرش فرورتيش عملي گرديد . اگر چه تلاش فرورتيش براي كوتاه كردن آشور به پيروزي منجر نشد، و حتي بدبختانه بر اثر ضعيف شدن مادها، سكاها به صورت مهاجرين تازه به شمال ايران وارد شده بودند، بر مادها مسلط شدند ( 653  625 )  اما او در ايجاد قواي منظمي براي دولت ماد بسيار كوشيد و دسته هاي منظم سربازان از جمله سواره نظام ايجاد كرد . اصلاحات نظامي او در زمان هوخشتر اولين پادشاه ماد بود، كه سواره نظام ماهر و منظم ايجاد كرد. اين سواران از كودكي به اسب سواري، و تيراندازي و قيقاج زدن مانند سواران پارتي چند قرن بعد عادت كرده بودند . هوخشتر از تسلط سكاها استفاده كرد، و روش جنگي آنها را آموخت، و مربياني از بين آنها براي تعليم سواره نظام انتخاب كرد . پس از اصلاحات نظامي، هوخشتر توانست سكاها را از كشور ماد اخراج كند. در همين زمان نيز پارسها مطيع ماد گرديدند. هوخشتر در سال 612 با كمك بابل، نينوا را تصرف كرد و به حكومت جبار آشور پايان داد .

سواران پارس

در اواخر هزاره دوم پيش از ميلاد، دسته ديگري از آريائي ها از راه قفقاز وارد ايران شده اند . آنها سواراني بودند كه به تزئين اسبهاي خود علاقه فراواني داشتند، اشياء بدست آمده كه تعداد زيادي از آنها كه جنبه تزئيني دارد، نشان دهنده اين موضوع است . آراستن جل و زين و برگ اسب با قطعات بريده شده از چرم، از هزارن سال پيش در ايران متداول بوده است . اثر ديگري كه نقش اسب و گردونه بر آن ديده ميشود، كاسه زرين و جام نقره حسنلو است. اين ظرفها متعلق به ( مانا ) هاست، كه مركز حكومت آنها در جنوب درياچه اروميه قرار داشته، و از قبائل آريائي بوده اند . ( مانا ) ها كه بنظر ميرسد در اوايل هزاره اول ق . م، در اين ناحيه متمركز شده اند، بطور دائم در ميان فشار دو دولت نيرومند، آشور و اوراتور قرار داشته اند، و بالاخره حكومت آنها در حدود 800 ق . م، بوسيله هجوم خارجي ها از ميان رفت. ( مانا) ها بعد جزء حكومت ماد شدند .

آريائي ها به هر جا كه قدم گذاشتند ، اسب نيز همراه آنها، يا بوسيله اقوامي كه در اثر تماس و نزديكي با آرين ها با اسب آشنا شده بودند، به سرزمين هاي دور دست جهان رفت . اسب به بين النهرين بوسيله كاسي ها برده شد . قبل از هجوم كاسي ها ، بابلي ها با اسب آشنا و ارابه هاي بابلي بوسيله گاو و ساير حيوانات كشيده مي شد . تاريخ رفتن اسب به بين النهرين بايد در اوايل هزاره دوم ق . م . باشد .

قرن ها پس از ورود اسب به ايران ، ايرانيان اسب را به صحراي عربستان بردند و از آن پس اسب عربي معروف گرديد . رفتن اسب به عربستان، بايد پس از هخامنشيان باشد، زيرا اعراب تابع امپراطوري هخامنشي سوار بر شتر مي جنگيدند .


سرآغاز مهاجرتی بزرگ

در حدود 2500 سال پیش از میلاد هند و اروپاییان اولین مردمی بودند که اسب را اهلی کردند. اسب اهلي شده ، ارمغاني بود كه هند و اروپائيان با خود به سراسر جهان بردند . اين موفقيت به هندو اروپائيان اجازه داد كه، با سرعتي كه تا آن روز در جهان بي سابقه بود به مهاجرت بپردازند و بر ساير ملل پيروز شوند . از عوامل عمده اين پيروزي، وجود اسب بود كه از آن به عنوان يك حركت سريع استفاده شايان مي شد . تاريخ آغاز مهاجرت آريائي ها را، بايد در حدود اواخر هزاره سوم قبل از ميلاد دانست. دسته هاي مختلف هندو اروپائي از راه هاي گوناگون به جانب اروپا و آسياي صغير و ايران سرازير شدند . ورود هندو اروپائيان، جهان قديم را به كلي دگرگون ساخته، و تحولات تازه اي پديد آورد و به فرمانروائي چند هزاره ساله نژاد ازياني و سامي در آسياي غربي خاتمه داد.

دسته هاي مختلف مردم هندو اروپائي، در زمانهاي مختلف مردم به سرپرستي سركردگان، مهاجرت خود را آغاز كردند . درباره سبب مهاجرت اين اقوام فرضياتي مختلفي وجود دارد . تغييرات شديد جوي و سردي هوا، فشار اقوام و قبايلي به جزء هند و اروپائيان، جستجوي مراتع و كثرت جمعيت، هر يك از دلايلي است كه براي مهاجرت آرين ها آورده شده است . اما علت مهاجرت هر چه باشد، اين امواج مهاجرين توانست، بسياري از حكومت هاي بزرگ را واژگون ساخته و امپراتورهاي جديدي بپا كنند .

آنها با سرعتي كه تا آن روز بی سابقه بود، به كمك ارابه هاي خود، كه در حكم خانه آنها نيز بود و با اسب كشيده مي شد، به جانب دنياي جديدي، كه قرار بود پايه هاي دول نيرومندي در آنجا بنا شود، پيش مي رفتند . در اينجا مهاجرت آن دسته از هندو اروپائيهائي مورد توجه ماست كه به فلات ايران مهاجرت كردند . اين مردم داراي تمدن خاص خود بودند . اسب سواري و شكار از عادات اين اقوام به خصوص سران آنها بود، و آنچه بعدها سبب ايجاد سواران و نجيب زادگان و بالاخره زندگي اشرافي گرديد، نتيجه مستقيم تمدن آريائي ها بود. بهرحال آنچه مسلم است، در آغاز هزاره دوم ق . م دسته اي از اين آريائي ها، از راه قفقاز وارد غرب شدند، و در نواحي زاگروس متمركز گرديدند . اين دسته از سواران به زودي با كاسي ها كه مردمي آسيائي بودند در آميختند، و حتي توانستند طبقه حاكمه اي تشكيل دهند و حكومت را به دست گيرند . مراتع و چمنزارهاي نواحي زاكروس و مركز لرستان جديد محل مناسبي بود براي پرورش اسب كه به وسيله مهاجرين جديد به اين سرزمين آمده بودند . اين طبقه حاكم جديد، توانست كه دامنه متصرفات خود را از طرف شمال و شرق توسعه دهد، و به زودي مناطق جديدي از جمله همدان و اطراف آن را زير تسلط خود درآورد .

نفوذ و قدرت اين دولت نيرومند كه تحت رهبري اقليت آريائي اداره مي شد، بالاخره حكومت بابل را ساقط كرد . بدين ترتيب كاسي ها مدت 576 سال يعني از سا ل 1760 تا 1185 ق . م بر بابل حكومت كردند . اين دراز مدت ترين تسلط خارجي بر بين النهرين بود . مقدار زيادي آثار برنزي از اين دوره در مناطق مختلف لرستان به دست آمده كه مي رساند مردم ساكن اين منطقه سواراني ماهر بودند و به كار پرورش اسب مي پرداختند . مراتع و چمنزارهاي وسيع، و دامنه هاي پر آب و علف، سبب رونق پرورش اسب، در بين آنها گرديد. تا جائيكه آنها اسبهاي مورد نياز ارتش هاي بابل و آشور، و ساير كشورهاي آسياي غربي و حتي فينقيه را تأمين مي كردند .

یلدا

 یلدا     جشن مهر و روشنایی

                         مبارک

هند و اروپاییان که بودند؟

دانشمندان و پژوهندگان بزرگ ، شرق را گهواره تمدن ناميده اند و اين لقبي است كه مشرق شايستگي داشتن آن را دارا بوده است . در آغاز هزاره دوم پيش از ميلاد، هنگامي كه جهان در تاريكي و ناداني به سر مي برد ، در شرق تمدن هاي درخشاني چون تمدن سومر به اوج عزمت خود رسيده بود . آثار اين تمدن هاي بزرگ كه از چند هزار سال پيش از ميلاد مسيح بنا گذارده شده بود ، حتي امروز نيز به چشم مي خورد . اما در همين هنگام تحولي تازه در شرق رخ داد ، اين تحول بزرگ كه پديدآورنده تمدن عظيم تري از آنچه وجود داشت گرديد و تمدن امروزه جهان ما بر پايه هاي آن قرار دارد . ورود دسته هاي جديدي از مردم تازه به نام هند و اروپاييان به عرصه جهان قديم بود . هند و اروپائي ها اجداد مردم سفيد پوستي هستند كه امروزه در قسمتي از آسيا مانند ايران، هند و افغانستان و سراسر اروپا زندگي مي كنند و پس از كشف جهان جديد ( امريكا و استراليا ) به اين قاره ها نيز مهاجرت كردند . هند و اروپائيان داراي نژاد و زباني واحد بودند و به صورت دسته هاي مختلف در كنار يكديگر زندگي مي كردند . درباره محل سكونت آنها فرضيه هاي گوناگوني وجود دارد . فلات پامير، دشتهاي وسيع سيبري، تركستان، كرانه هاي بالتيك، اسكانديناوي ، جلگه هاي آلماني و لهستاني و اروپاي مركزي همگي بنام مسكن اوليه هند و اروپائي ها نام برده شده است . اما آنچه درست تر بنظر مي رسد اين است كه مكان اقوام متعدد هند و اروپائي استپ هاي جنوبي روسيه و دشت هاي وسيع اوراسي ، يعني مناطق بين دانوب و ولگا بوده است . شواهد باستان شناسي و كشف تمدن معروف كورگاني ( تومولي )  اين فرضيه را تا حدي تأييد مي كند . آنچه مسلم است آنكه مردم هند و اروپايي در دشت هاي گسترده اي از شمال رود دانوب تا ارال پراكنده بودند و به سبب وضع خاص اين دشت ها و نبودن موانع طبيعي ارتباط نزديكي با هم داشته اند . همين پراكندگي و فاصله هايي كه بين اين دسته ها وجود داشت سبب گرديد كه اختلاف زبان بين آنها پديد آيد . هند و اروپائي ان مردمي چادر نشين بودند كه به گله داري مي پرداختند . در حدود نيمه دوم هزاره سوم ق م يعني در پايان عصر نو سنگي و آغاز عصر فلز اين مردم توانستند كه اسب را اهلي كنند و به ارابه ببندند و يا از آن به عنوان وسيله بار كشي استفاده كنند . وجود استپ هاي وسيع و هواي مساعد آن ، اجازه پرورش اسب را به اين مردم مي داد زيرا اين استپ ها براي رشد اسب بسيار مناسب بود .

کوروش بزرگ

هفتم آبان روز جهانی کورش بزرگ

                                گرامی باد

يكي از پرشکوه ترين سلسله هاي تاريخ شاهنشاهي ايران..

سلسله اشكاني با همه بي عدالتي هايي كه در گذشته نسبت به آن شده ، يكي از بزرگترين سلسله هاي تاريخ شاهنشاهي ايران است . جاي شگفتي نيست اگر گفته شود كه، به اين سلسله بزرگ در تاريخ وطن بي عدالتي شده است . مدارك بسياري در دست است كه پس از آنكه اردشير بابكان توانست اردوان پنجم را با نيرنگ از پاي درآورد ، او و ديگر سلاطين ساساني كوشيدند كه آثار باقيمانده دوره سلطنت اشكاني را از ميان بردارند . دليل قاطع اين ادعا اين است كه ، در شاهنامه فردوسي كه بر مبناي كتابهاي دوره ساساني تنظيم گرديده ، اين دوره عظيم 475 ساله كه دراز مدت ترين دوره سلطنت يك سلسله در ايران است ، در 18 بيت خلاصه شده و حتي آنرا دوره ملوك الطوايف ناميده اند . همين بي اطلاعي از چگونگي تاريخ اشكانيان سبب گرديده بود كه ، تا چندي قبل كه بر اثر كشفيات و مطالعات جديد ، تاريخ اين سلسله روشن گرديد ، جمعي اشكانيان را غير ايراني بدانند . اين گمان نادرست گويا از آنجا سرچشمه مي گرفت كه، پادشاهان پارتي در اوايل سلطنت اين سلسله به كشور خود ، از هيچيك از سلسله هاي شاهنشاهي ايران پيش از اسلام كمتر و كوچكتر نبود ، و چه بسا كه اگر جز پارتهاي غيور در اين مدت دراز در ايران سلطنت مي كردند ، سير تاريخ ايران جز آن بود كه طي شده است . بزرگترين اقدامات و خدمات پارتها را مي توان به شرح زير خلاصه كرد :

1)      بيرون راندن سلوكيها از ايران و تأسيس يك سلسله ايراني ( با توجه به اينكه سلوكيها پيرو سياست اسكندر بودند كه مي خواست جهاني متحد بر مبناي تمدن يوناني ايجاد كنند ، كه لازمه آن از ميان بردن تمدن هاي درخشان ساير ملل از جمله ايران بود )

2)     جلوگيري از توسعه طلبي دولت روم كه خود را وارث اسكندر مي دانست . ( با توجه به اين اصل كه نيروي نظامي روم در اين دوره نيرومندترين ارتش جهان بود و لژيونهاي تربيت شده و با انضباط رومي در جهان مانند نداشت .

3)    سد كردن راه وحشيان بيابانگرد شرق و شمال كه بطور دائم و پي گير خاك ايران را براي رسيدن به غرب مورد حمله قرار مي دادند . در مورد اهميت اين عمل كافي است كه بدانيم اگر آنها در كار خود پيروز نمي شدند تمدن شرق و غرب يكجا پايمال مي شد . چنانكه قرن ها بعد اين حادثه در شرق بصورت حمله مغول و در غرب بصورت حمله اقوام نيمه وحشي ظاهر گرديد و قرون وسطي را ايجاد كرد .

و اما بزرگترين خدمت سلسله اشكاني

احياء روح ايرانيت بود كه بر اثر حمله اسكندر و حكومت جانشينان او ، رو به ضعف
مي رفت . جنگهاي پي در پي در سه جبهه شرق ، شمال و غرب روح سلحشوري و مقاومت در برابر مشكلات و حوادث را كه تا حد زيادي در ايرانيان از ميان رفته بود دوباره زنده كرد . اينكه پادشاهان اوليه اشكاني خود را طرفدار يونان مي خواندند امري سياسي بود . آنها وارث حكومت يوناني بودند . تشكيلات كشور بر دوش يوناني اداره مي شد، شهرها اساسا اقتصادي و اجتماعي يوناني داشت، و قومي كه تازه به سلطنت رسيده بود در برابر اين عوامل تنها شجاعت و جنگجويي داشت و نمي توانست به آساني تشكيلات را يكباره دگرگون كند . پادشاهان اشكاني مي دانستند كه در هم ريختن تشكيلات يك صد ساله سلوكيان سبب آشفتگي و هرج و مرج خواهد شد . به همين سبب با روش عاقلانه خود نه تنها تمدن موجود را از ميان نبردند ، بلكه به مرور چنان تمدن ايراني را جايگزين آن كردند كه بزودي اثري از آن بر جاي نماند و تمدن جديد پايه و اساس تمدن درخشاني شد كه بعدها در زمان سلطنت ساسانيان چشم جهان را خيره ساخت . در كار توسعه اقتصادي دولت پارت از خدمتگزارترين سلسله هاي تاريخ ايران است . با مرگ اسكندر مقدوني ، ميراث او پس از مدتي كوتاه
تقسيم شد و در سراسر متصرفات او هرج و مرج و راهزني بخصوص دزدي دريائي رواج يافت . براي ادامه حيات اقتصادي ، و ايجاد ارتباط شرق و غرب ، دولت روم با تسلط بر مديترانه و تصرف سوريه امنيتي ايجاد كرد . ظهور دولت مقتدر پارت نيز قسمت عمده ديگري از راه شرق به غرب را امنيت بخشيد . به اين ترتيب كاروانهاي حامل ابريشم، ادويه، عاج، احجار كريمه، عطر و ساير اشياء تجملي از هند و چين عازم غرب گرديد و ايران در اين ميان وظيفه ميانجي را انجام مي داد . در سراسر امپراطوري وسيع اشكاني مراكزي براي تجارت ترانزيت و وسايل حمل و نقل زميني و همچنين تشكيلات حمل و نقل دريايي ايجاد گرديد . جاده هاي ايران هيچگاه مانند زمان اشكانيان خوب نگاهداري و نگاهباني نمي شد . در سراسر راه كاروانهاي تجارتي ، كه از چين و هند به ايران مي آمد كاروانسراها، چاههاي آب، مراكز پليس و ايستگاه هاي تعويض اسب ايجاد گرديد . ماليات حاصله از اين دستگاه منظم تجارتي ، قسمت بزرگي از درآمد دولت ايران را تشكيل مي داد . از همين راه ارتباط بود كه درختان، گياهان و پرندگان جديد از ساير كشورها مانند چين به ايران وارد مي گرديد . در حكومت اشكانيان مجلس مهستان كه از سران و بزرگان قوم تشكيل مي شد بر كار حكومت نظارت مي كرد و آزادي مذهب در كشور حكمفرما بود . آخرين افتخار سلسه نيرومند پارت اين است كه هرگز در برابر يك حكومت بيگانه به زانو در نيامد ، بلكه هنگام انقراض ، كشور را در حاليكه حتي يك وجب از مرزهاي خود را از دست نداده بود، بيك سلسله ايراني ديگر تحويل داد .

چشم های ایران

نادرشاه افشار از اترآباد عازم شیروان بود که هنگام عبور از جنگلهای مازندران مورد سوء قصد دو نفر افغانی قرار گرفت. گلوله ای که یکی از این دونفر به سوی او شلیک کرد بازوی راست او را خراشید، دستش را زخمی کرد و به سر اسب او اصابت نمود. آدم کشان از میان درختان انبوه فرار کردند. نادر چنین تصور کرد که رضاقلی میرزا پسر ارشدش مسبب و محرک این توطئه بوده است تا بر مسند شاهی بنشیند. شاهزاده جوان محاکمه شد و نادر حتی به او قول داد که اگر اعتراف کند او را معاف خواهد داشت ولی او به بی گناهی خود مصر بود. اما نادر دستور داد شاهزاده جوان را کور کردند! رضاقلی میرزا گفته بود : این چشمان من نبود که کور کردید بلکه چشمان ایران بود!!!

نادر بعد از این عمل، نادم و پشیمان بود و دستور داد همه آن کسانی که در زمان کور کردن شاهزاده حضور داشتند و برای نجات شاهزاده که مایه افتخار ایران بود تلاشی نکردند، به قتل برسانند!